ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه

گزارش کتاب «مرد داستان فروش»


نام کتاب: مرد داستان فروش
نام اصلی: Der geschichetenerkauter: roman
نویسنده: یوستین گاردر Jostein Gaarder
مترجم: مهوش خرمی پور
ناشر: کتابسرای تندیس
نوبت چاپ: دوم
1386
تعداد صفحه: 240 صفحه
شمارگان: 2000 نسخه
قیمت: 28,000 ریال
شابک: 0-575789-964-978
اولين بار با کتاب «دنيای سوفی» با نویسنده اين کتاب آشنا شدم. دنيای سوفی آغاز و پايان داستانی خوبی داشت اما در اصل یک کتاب تاریخ فلسفه غرب بود و اين در فصلهای میانی کتاب برای یک داستان خوان کمی خمیازه به ارمغان می آورد، به خوبی مشهود بود. با اين وجود کتاب آنقدر جالب توجه و آموزنده بود که به سمت دومین کتاب اين نويسنده بروم. کتاب «راز فال ورق» هنوز که هنوز است به نظر من شاهکار اين نويسنده بود. حداقل می توانم بگویم که از آن به بعد هر کتابی از این نویسنده را چشم بسته خریدم. کتابهای که از نظر تعدادی کم نیستند و حتی بعضی از آنها برای رده سنی کودکان نوشته شده است.
کتاب «مرد داستان فروش» به نوعی با تمام کتابهای دیگر این نویسنده که اکثراً حول و حوش مسائل و پرسشهای فلسفه می گردند، متفاوت است. در واقع اين کتاب مثل اکثر نوشته های این نویسنده، يک داستان کلی دارد و چند داستان کوتاه. داستانهای کوتاه که در دل داستان اصلی روایت می شوند هر کدام به ژانرهای مختلفی از رمانتیک گرفته تا جنائی، جنگی، ترسناک و حتی علمی/تخیلی تعلق دارند. بعضی از اين خرده داستانها با روایات مختلفی در طول داستان کلی مجدداً تعریف می شود، اما اين ماجرا به گونه ای نیست که حوصله شما را سر ببرد و یکی از این خرده داستانها به طور عجیبی سر از داستان کلی در می آورد! اما داستان کلی یک داستان جديد است. داستان مردی است که به نویسنده های در گل مانده و يا تازه کارانی که بدون قدرت خلاقیت می خواهند داستان بنویسند ايده می فروشد!
کار به نظر جالب می رسد، اما موضوع به همين سادگی نیست. مشکلات خاص خودش را در دارد، اين مشکلات در کنار مسائل خانوادگی و روانی راوی داستان و همچنين مسائل کاری و مالی وی همه و همه باعث می شود که با داستانی هیجان انگیز روبرو شويد که شما را برای باز کردن گره های خود تا به آخر می کشد و در پايان احتمالاً با يک ابر گره ادیپی بزرگ روبرویتان کند!
از آنجا که نویسنده متعلق به فرهنگ اسکاندیناوی است و مسائلی مانند سکس در اين فرهنگ بسیار بازتر از فرهنگ ماست، احتمال می دهم که بخشهای زیادی از کتاب دچار تعدیل و تفسیر شده باشد، با اين وجود کتاب هنوز گیرائی خودش را دارد و از خواندنش حتماً لذت خواهید برد. البته بعضی جاها به دلیل همین اختلاف فرهنگی ممکن است دچار دلزدگی شوید!
اگر شما هم یک نویسنده هستید و يا می خواهيد بشويد، حتماً این کتاب برایتان جالبتر از بقیه افراد است. اگر هم به دنبال یک پیتر کوچولوی عنکبوتی می گردید، حتماً بیاید سراغ خودم. چون کلی ایده دارم که حاضرم بفروشم!
نکته ای که کمی گیج کننده است اسم اين نویسنده است که مترجم های مختلف به گونه های مختلفی آن را ترجمه می کنند. اسمی که با دنيای سوفی مطرح شد «یوستین گاردر» بود. اما انتشارات هرمس در ترجمه بعضی از کتابهایش این نویسنده را « یاستین گوردر» معرفی کرد! و مترجم کتاب فوق در روی جلد وی را «یوستین گاردر» و در فهرست نویس پیش از انتشار یا همان فیپا وی را «یوستین گوردین» معرفی کرده است که وجود حرف «ن» در انتهای نام کلاً با نام انگلیسی نویسنده همخوانی ندارد مگر اینکه این حرف از حرفهای «ن» باشد که نوشته نمی شود ولی تلفظ می شود! در هر صورت یک نویسنده خوب را هر جور ترجمه کنند قابل شناسائی است!
در پايان باید يادآوری کنم که نويسنده به طور حتماً یکی از نویسنده های مطرح سبک داستان در داستان است و کتاب حاضر هر چند از نظر محتوا به پای کتاب «راز فال ورق» نمی رسد، اما در سبک داستان در داستان بسیار مطرح تر از دیگر کتابهای این نویسنده است. اگر تا بحال کتابی از این نویسنده نخوانده اید شايد شروع کردن با اين کتاب که کم حجم تر از بقیه کتابهایش هست مناسب باشد.
شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب

4 نظرات:

ویروس گفت...

سلام. من این کتاب رو خوندم. جالب بود. خیلی حرفه آدم بتونه این قده خلاق باشه و این همه داستان بتونه بنویسه یا مثل پیتر بتونه این همه ایده داشته باشه ... خوش به حالش

ویروس گفت...

حضرت علی (ع): بخشنده باش اما ولخرج نباش. حسابگر باش اما سخت گیر نباش.

ناشناس گفت...

مرد داستان فروش (پیتر) منو به یاد شما می ندازه شخصیت خلاقی که اهمیتی به مشهور شدن نمیده و ترجیح میده دیده نشه

رضاکیانی گفت...

این کتاب نه درباره فلسفه است و نه مسائلی از این دست. یه بک گراند دینی داره که من نمی دونم نویسنده بهش پایبندی شخصی داره یا نه ولی قضیه دین در فرهنگشون رو یه جورایی خواسته باز کنه. پیرمرد داستان فروش یه نمادی است از خدای دین مسیح، یه دختری هم در داستان هست که نمادی است از حضرت مریم و ... الی آخر. بد نیست یه بارهم کتاب رو با این دید بخونید.