ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

گزارش کتاب «روزنامه نویسی»


طی دو سه قرن گذشته بیشتر نویسندگان بزرگ از روزنامه و روزنامه نگاری شروع کردند. من هم که سر پیری هنوز عشق نویسندگی دارم، بد ندیدم که اینبار سعی کنم از این در وارد شوم. برای همین قبل از هر کاری از یک فرصت در نمایشگاه مطبوعات استفاده کردم و دو سه تا کتاب در این زمینه خریدم و یا هدیه گرفتم. یکی از این کتابها «روزنامه نویسی» به قلم سه روزنامه نگار باسابقه است.
مقدمه کتاب خیلی اشتها آور به نظر می رسد:
«.... نوشتن به خودی خود خوشایند و جذاب است زیرا باید سعی کرد تا با گزینش کلمات مناسب در جملات، پاراگراف هایی را خلق کرد که مفهوم موجود در ذهن نویسنده را بر روی کاغذ منتقل کند و ضمناً بازخورد مثبت سردبیران، روزنامه نگاران و خوانندگان را به دنبال داشته باشد.
این کتاب راهنمای عملی برای تمام کسانی است که در روزنامه ها و نشریات دستی در نوشتن دارند. روزنامه نگاران حرفه ای، دانشجویان روزنامه نگاری و کارآموزانی که در امور تبلیغاتی، سرگرمی و دیگر موارد مشغول اند نیز از مخاطبان بالقوه این کتاب هستند. ....»
اما به غیر از این مقدمه شیرین، نویسندگان نشان دادند که واقعاً حرفه ای هستند. کتاب علاوه بر مقدمه به چهار بخش اصلی تقسیم شده، سه بخش آن مربوط به کارهای اصلی روزنامه نگاران است و یک فصل مربوط به نویسندگی. این چهاربخش عبارتند از:
• خبرنویسی (وینفورد هیکس)
• مقاله نویسی (سالی آدامز)
• نقد نویسی (هریت گیلبرت)
• سبک
در هر بخش علاوه بر اینکه به شما نشان می دهد که خبر، مقاله یا نقد را چطور باید نوشت، در مورد روشهای خواندنی بودن و مورد قبول بودن آن هم راهنمائیهایی کرده است. کتاب البته مقدمه خوب و خواندنی دارد که نکات جذابی در مورد نویسندگی در روزنامه را به شما یادآوری می کند.
اما حتی اگر نخواهید نویسنده روزنامه بشوید، کتاب نکات قشنگی برای خواندن دارد، مثلاً در تعریف خبر آورده است:
«خبر آن است که کسی در جایی مایل نیست که شما مطلب مربوط به آن را تحریر کنید و یا می خواهد حق شما را در نگارش مطلب تان پایمال کند و هر چه غیر از این باشد آن آگهی و تبلیغات می نامیم. (نقل از لرد نورث کلیف و ویلیام راندولف هرست)»
«خبر مطلبی است که باعث می شود جوانان بی علاقه به موضوعات اطراف شان، رغبت به خواندن آن پیدا کنند و مادامی که آنها خبر را نخوانده باشند خبر همچنان زنده است و پس از خوانده شدن دیگر مرده به حساب می آید. (اِولين وُو)»
و جالبتر از همه:
«هرگاه سگی انسانی را گاز بگیرد خبر نیست زیرا طبیعت سگ گاز گرفتن است، اما اگر انسانی سگی را گاز بگیرد خبر است. (تعبیر معروف جان.بی.بوگارت و چارلز دانا)»
بعضی از نکات هم بسیار کلیدی است. مثلاً سوالات شش گانه «رودیارد کیپلینگ» که هر خبر باید به آن پاسخ دهد:
• چه کسی Who
• چه چیزی What
• چگونه How
• کجا Where
• کی When
• چرا Why
و یا مبحث هرم وارونه خبر که نکات جالبی در نگارش خبر و ویرایش آن می دهد.
یکی از بخشهای که روی آن خیلی حساب کرده بودم و عملاً آب پاکی را روی دستم ریخت، نقد نویسی بود. پیش خودم فکر کرده بودم که با خواندن این بخش می توان تبدیل به یک نقد نویس حرفه ای کتاب بشوم و برای مجلات نقد کتاب بنویسم. اما بعضی از پاراگرافها، مثل پاراگراف زیر تصمیمم را عوض کرد و ترجیح دادم بازهم گزارش کتاب نویس ساده ای باشم تا یک نقاد کتاب:
«اگر می خواهید راه قهرمانی را پیش بگیرید، هرگز منتقد نشوید. هنرمندان خلّاق همواره از منتقدین متنفرند حال آنکه خوانندگان از شرکت در بحث های آنها لذت می برند. تاریخ و تاریخ نویسان نگاه رو به عقب را دوست دارند و رویکردشان هم به اشتباهات گذشته فقط به تمسخر کشاندن و انتقاد از آنهاست با این تفاوت که تنها دلیل نقد کردن یک منتقد، لذتی است که وی از هنر و سرگمی های مردم می برد و همین عنصر است که در بعضی از آثار هنری و یا تفریحی نمود دارد و برخی دیگر فاقد این مولفه هستند. پس به عنوان منتقد سعی کنید که لذت را از طریق به کارگیری کلمات برای خوانندگام معنی کنید.»
مفیدترین بخش کتاب برای من، شاید کوتاه ترین فصل آن «سبک» باشد و بخصوص شش نکته اساسی نویسنده و روزنامه نگار معروف «جورج اورول» برای نوشتن:
1. هیچگاه از استعاره و تشبیه یا دیگر فنون گفتاری در زبان نوشتاری استفاده نکنید.
2. به هیچ وجه هنگامی که عبارات کوتاه پاسخگوی نیازتان در ادای منظور هستند آنها را با عبارات مطوّل چایگزین نکنید.
3. هر زمان که می بینید، صرف نظر کردن از بعضی از کلمات در جملات به بدنه آن آسیب نمی رساند، بلادرنگ آن را عملی کنید.
4. جایی که جملات معلوم، مفهوم شما را می رسانند چرا باید از جملات مجهول استفاده کرد؟
5. جایی که کلمات روزمره و رسا وجود دارند چه نیاز به استفاده از کلمات نامانوس، معادل خارجی و یا معادل علمی آنهاست؟
6. این قوانین را هر چه بهتر در نوشته هایتان اعمال کنید قبل از آنکه قوانین نامتعارف جایگزین آنها گردند.
و شاید یکی از بهترین توصیه های این کتاب برای نویسندگان این باشد:
«با گوشهایتان بنویسید
ساده ترین راه حل خوب نوشتن، بلند خواندن موضوع نگارش است و بدین ترتیب جملات طولانی، تکرار زیاد واژگان و ساختار نامناسب جملات را می توان از هم تشخیص داد.
نکته مثبت در نگارش آنجاست که نویسنده قادر به خلف مطالب موزون و آهنگین باشد و جملاتی بنویسید که قادر به استخراج نتیجه ای قوی از آن باشید همچون جمله ای از چارلز دیکنز:
او مادرم بود، سرد و مرده.»
در مجموع کتاب به نظرم خوب می آید بخصوص برای کسانی که دوست دارند برای روزنامه ها و مجلات کار کنند و یا به نوعی به نویسندگی علاقه مند هستند. خوبی کتاب بیشتر در این است که فرمولهای مشخصی برای مقایسه مطالبتان با یک نمونه خوب در اختیارتان قرار می دهد و شما می توانيد با قراردادن مطلبتان در این فرمولها به آن نمره بدهید و در صورت امکان تصحیح های لازم را در مطلبتان انجام دهید.
کتاب همچنین می تواند هدیه خوبی برای دوستان نوجوانتان باشد که به روزنامه نگاری و نویسندگی علاقه مند هستند.
شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
پ.ن: یکی از نتایج خواندن کتاب برای من این بود که شناسنامه کتاب را از اول مطالبم به آخر آن منتقل کنم، تا مطلب سریعتر و هیجان انگیزتر شروع شود. امیدوارم این تغییر را بپسندید.

نام کتاب: روزنامه نویسی
نام اصلی: Writhing for Journalists
نويسنده: وینفورد هیکس (Wynford Hicks)، سالی آدامز (Sally Adams) هریت گیلبرت (Harriett Gilbert)
مترجم: علیرضا باستانی
ناشر: دفتر مطالعات و توسعه رسانه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
نوبت چاپ: اول 1386
تعداد صفحه: 253 صفحه
شمارگان: 2000 نسخه
قیمت: 17,000 ريال
شابک: 8-06-9934-964-978


0 نظرات: