ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۷, یکشنبه

گزارش کتاب «گوژپشت نيرومند»


نام کتاب: گوژپشت نيرومند
نام اصلی: Freak The Mighty
نويسنده: رودمن فیلبریک
مترجم: گيتا گرگانی
ناشر: کتاب لوک
جوايز: بهترين کتاب نوجوانان انجمن کتابداران آمريکا
نوبت چاپ: اول 1385
تعداد صفحه: 224 صفحه
شمارگان: 2000 نسخه
قیمت: 22،000 ريال
شابک: 1-45-8497-964
بارکد: 9789648497458
من معمولاً زیاد سراغ کتابهای نوجوانان پسند می روم. هر وقت فکر می کنم فشار زندگی خیلی بهم فشار آورده، سراغ یکی از این کتابها می روم، چون اينجور کتابها معمولاً آيده آل گرا تر هستند و قهرمانانش با راستی و درستی و تلاش و کمی شانس به پیروز می رسند. نکاتی که بر دنیای واقعی ما ایرانیها زیاد منطبق نیست! اما من هميشه با خواندن کتابهای اینچنین مجدداً شارژ روحی می شوم و باز به جنگ دنیای واقعی می روم تا آن را تغییر بدهم.
اما کتاب «گوژپشت نیرومند» اينطور نبود! نه اينکه کتاب خوبی نبود. اتفاقا ً کتاب بسیار خوب و قشنگی بود. و تازه وقتی آن را خواندم یادم آمد که فیلمش (نيرومند) را هم دیدم، هر چند داستان فیلم زیاد توی ذهنم نمانده است و الان نمی توانم بگویم که چقدر با داستان کتاب هماهنگی داشت. تفاوت عمده داستان «گوژپشت نیرومند» با دیگر کتابهای مخصوص نوجوانان، پایان آن بود. پایانی که نه جزو پایانهای شاد و موفق بود و نه جزو پايانهای تفکر برانگيز بلکه یک پایان غم انگیز بود. در واقع کل کتاب یک درام است. از صفحات و جملات خنده دار گرفته تا پايان غم انگيزش. اگر کمی احساس داشته باشید، احتمالاً اشک شما را در خواهد آورد.
داستان گوژپشت نيرومند، داستان پسری خجالتی و تا حدودی عقب افتاده حسی است که هیکلی بسیار بزرگ و قوی دارد و همه را به یاد پدرش می اندازد. پدری که به جرم قتل مادرش در زندان است. زندگی مکس «هیچ» است. خلاصه شده در یک زیر زمین که به اصلاح اتاق او است. او همراه پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود زندگی می کند که همواره از او می ترسند. اما همه اينها با ورود خانواده جدیدی به همسایگی آنها تغییر می کند. پسری به نام کوین و مادرش گوین. پسر از نوعی دیگر از عقب افتادگی رنج می برد. نوعی اختلال ژنتیکی که در آن رشد اسکلت متوقف می شود، اما رشد اندامهای درونی ادامه پیدا می کند. بنابراین پسر ظاهری عجیب کوچک و شکننده به مانند یک گوژپشت کوتوله دارد. کوین و مکس خیلی زود با هم دوست می شوند و به جای یک گروه ، یک نفر را تشکیل می دهند. کوین نقش مغز را بازی می کند و مکس نقش اندام را. با قدرت تخیل کوين آنها به مانند پهلوانان آرتور شاه به اکتشاف می روند، با اژدهاها می جنگند و دوشیزگان غمزده را نجات می دهند، هر چند در اين راه به دردسر هم می افتند. در هر صورت بعنوان دو ماجراجو ماجراهای شیرینی را پشت سر می گذارند. اما واقعیت تلخ دنیای واقعی آنها را در طی این ماجراها و همچنین در آخر داستان دنبال می کند.
همانطور که اين ماجراها برای مکس مفید بود. برای من هم مفید بود حداقل باعث شد کمی احساساتم را بیرون بریزم. هر چند همانند داستان کمکی به فرار از دنیا واقعیتها نکرد! خواندن این کتاب را به دوستان نوجوان و همچنین دوستانی که به دنبال یک داستان ماجراجویانه و داستانهای غم انگيز هستند توصیه می کنم.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب

1 نظرات:

Virus گفت...

از در دوست چه ويم به چه عنوان رفتم
همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم
آفتاب آمد و در زير سرم بالين شد
چون به خواب عدم از حسرت جانان رفتم
دوستان ! زهر بگرييد كه رفتم ناكام
دشمنان ! نوش بخنديد كه گريان رفتم
رفتم و سوختم از داغ ، دل دشمن و دوست
كه جگر سوزتر از اشك يتيمان رفتم
منم آن غنچه ي پژمرده كه از باد خزان
خنده بر لب گره و سر به گريبان رفتم
نور پيشاني صبح طربم ليك چه سود
كه غم انگيز تر از شام غريبان رفتم

« عرفي شيرازي »