ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

گزارش کتاب «آخرين گربه سياه»


نام کتاب: آخرين گربه سياه
نام اصلی: The Last Black Cat
نويسنده: اوژن تریويزاس Eugene Trivizas
مترجم: شهره نورصالحی
ناشر: نشر مرکز
نوبت چاپ: اول 1386
تعداد صفحه: 246 صفحه
شمارگان: 1800 نسخه
قیمت: 33,000 ريال
شابک: 3-916-305-964-978

پشت جلد کتاب نوشته بود :
«ناپديد شدن پی در پی گربه های جزیره ابتدا چندان جلب توجه بقیه ی گربه ها را نکرد، چون غیب شدن ناگهانی برخی گربه ها زیاد هم غیرعادی نبود، اما قضیه وقتی نگران کننده شد که متوجه شدند همه ی گربه های ناپديد شده سياه رنگ بوده اند، و بعد هم به چشم خود شاهد ربوده شدن یکی از گربه های سیاه بودند. معلوم می شود که قضیه چندان ساده نیست و یک انجمن سری در اين ماجراهای دست دارد.
اوژن تريويزاس، نویسنده ی یونانی این کتاب، تا کنون بیش از صد کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته که شهرتی جهانی برای او به ارمغان آورده و بسیاری از جایزه های ملی و بین المللی کتابهای کودکان و نوجوانان را نصیب او کرده است.»
در صفحه اول کتاب نوشته بود:
«اين داستان را برایتان تعریف می کنم چون در جزیره ما، مثل هر جای دیگر، گربه ها فراموس می کنند، آدم ها فراموش می کننند، و طولی نمی کشد که آن دیوانگی ها از سر گرفته می شود...»
به من حق بدهید که با خواندن این پشت جلد و این صفحه اول، اين پيش فرض را برای خودم بکنم که اين کتاب احتمالاٌ درباره چند نوجوان ماجرا جو است که بر اثر کنجکاوی سر از یک ماجرای عجیب در می آورند. ماجرائی که دست بالای بالایش چیزی در حدود ماجرای 101 سگ خالدار است. اما خواندن همان چند صفحه اول ثابت کرد که فرض اول من اشتباه است. قهرمانان این داستان گربه ها هستند نه آدمها . کتاب در واقع به صورت اول شخص تعریف می شود و اين اول شخص یک گربه نر سیاه است! گربه سیاهی که آرزویش این است که گربه کشتی تندروی پنج دکله ای که انبارهایش پر از صندوقهای ماهی و خرچنگ های غول پیکر است، بشود و در بندرهای مناطق استوایی طعم کم نظیر شاه ماهی و شاه خرچنگ را بچشد و در جنگلهای افسانه ای از درختهای «اسکلت ماهی» بالا برود و با گربه های سیامی، افغانی و ایرانی عشقبازی کند.
کتاب در واقع در ابتدا با روایت یک خرافه شروع می شود. نحس بودن گربه های سیاه و دستیار جادوگر بودن آنها. جالب است که در ایران پر از گربه ما کمتر چنین روایات در مورد گربه داریم و در واقع در ادبیات قدیم ما اصلاً چنین خاصیتی برای گربه سیاه یا هر رنگ دیگری مطرح نشده است. در مورد گربه ها تنها به مکار بودن و پر حوصله بودن آنها اشاراتی داریم. اما در دو قرن اخير اين روایات همراه مسافران اروپا به کشور ما هم راه پیدا کرده است. البته دیدن چشم سبز براق یک گربه سیاه در دل شب تاریک که به شما خیره شده است به اندازه کافی وهم انگیز هست که آدم اين شایعات را به سرعت قبول کند!
فصلهای اول داستان بیشتر به شرح احوال اين گربه می گذرد. با طرز زندگی کردنش، دوستانش و نامزدش آشنا می شوید. اما کم کم ماجراها شروع می شود. ابتدا با انجمن سری «پاسداران خوشبختی» آشنا می شوید که گربه های سیاه را عامل شومی و نحسی می داند و ...
فصلهای اول کتاب که به زندگی روزمره یک گربه می پردازد جالب و طنز آميز است، اما هر چه به فصلهای آخر نزدیک می شویم ماجرا سیاه تر و سیاه تر می شود و شکلی ترسناک به خود می گیرد. در نهایت متوجه می شوید که در حال خواندن یک داستان سياسی هستی که به دو نکته اشاره می کند، تبغیض نژادی و عوامی فریبی نظام ها برای دستیابی به سود بیشتر سرمایه داران.
در طول داستان نیز با شخصیتهای مختلفی از همه طبقات اجتماعی گربه ها و آدمها آشنا می شوید. از مرفهین بی درد تا بیجارگانی هم نوع دوست و دیگر دوست! از پر زورهای مغرور تا ضعیفان مکار و از دانشمندان پول پرست تا شیادان بی وجدان. خلاصه اين کتاب یک جامعه کامل را به شما نشان می دهد و داستان پر کشش اش شما را تا به آخر به دنبال خود خواهد کشید. داستان آنقدر جالب است که احتمال می دهم به زودی فیلم کارتونی یا سینمائی آن هم تهیه شود.
هر چند به نظرم نویسنده در فصلهای آخر خطاهای بی شماری از خودش به جای گذاشته است و تغییرات در قوانین نانوشته خود اعمال کرده است(مثل حرف زدن گربه ها با آدمها) اما در هر صورت داستان جذابی را به تصویر کشیده است. داستانی که توصیه می کنم حتماً بخوانید و به دیگران هم بدهید بخوانند. هر چند کتاب در رده نوجوانان ارائه شده است، اما اندازه های آن خیلی بیشتر از آن است. اگر نمی خواهيد سرمايه داران و سياست مداران از شما هم سوءاستفاده کنند، حتماً اين کتاب را بخوانيد و يادتان باشد که ممکن است روزی شما آن گربه سیاه باشید.
کتاب در ضمن کتاب بسیار خوبی برای هدیه دادن است. آن را امتحان کنيد، مطمئن باشید پشیمان نمی شوید.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب

2 نظرات:

محبوبه میم گفت...

با توصیف کامل و متن صبورانه ی شما به نظر می رسد که کتاب متفاوت و جالبی باشد .ممنون از راهنمایی اتان و راستی به خاطر شرکتتان در نظر سنجی هم سپاس گزارم .
بدرود

روناک گفت...

سلام
من این کتاب و خوندم.اگه یادتون باشه عیدی داده بودید به سولماز. منم خوندمش. به نظرم شما قشنگتر از خود کتاب وصفش کردید.