‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

برگزیدگان مسابقه داستانک‌نویسی "وحشت" فردا معرفی می‌شوند

پس از پایان بازبینی و خوانش آثار توسط هیئت داوران و همچنین گزینش داستانک منتخب کاربران، برندگان مسابقه‌ "داستانک‌نویسی وحشت" شنبه 13 آذر معرفی می‌شوند.

به گزارش خبرنگار مهر، مسابقه‌ "داستانک‌نویسی وحشت" که توسط گروه فنزین و با همکاری آکادمی فانتزی برگزار شد مهلت دریافت آثارش اول آذرماه بود و داوری مسابقه نیز تا 6 آذر به طول انجامید که در پایان سه داستانک از میان 14 داستانک ارسالی برگزیده شدند و یک داستانک نیز توسط کاربران انتخاب شد.

جایزه‌های داستانک‌های برگزیده در روز شنبه 13 آذر در مراسم شب وحشت به برندگان اهدا می‌شود.
هیئت داوران این مسابقه مهدی بنواری، فرزاد خلیلیان، علیرضا فتوحی سیاه‌پیرانی و بهزاد قدیمی بودند که داستانک‌های "قنات زارچ" نوشته مجید دهقان، "سمفونی جیغ‌ها" از فرندزهد و "ساعت وحشت" نوشته سعید دنیوی راه به عنوان آثار برگزیده ایرانی و خارجی انتخاب کردند.
داستانک "هیچ مهم نیست" اثر احمد زاهدی نیز جایزه تقدیر ویژه هیئت داوران را دریافت کرد. داستانک برگزیده از دیدگاه کاربران هم "هیچ مهم نیست" است.
اختتامیه مسابقه "داستانک‌نویسی شب وحشت" در فرهنگسرای ملل، واقع در خیابان قیطریه، پارک قیطریه از ساعت 15 تا 17 برگزار می‌شود.

*****
خبر به نقل از خبرگزاري مهر

البته خبر اصلي و صحيحتر را ميتوانيد در آكادمي فانتزي بخوانيد:
*****

برندگان مسابقه داستانک‌نویسی وحشت مشخص شدند

آکادمی فانتزی – پس از پایان بازبینی و خوانش آثار توسط هیئت داوران و همچنین گزینش داستانک منتخب کاربران، برندگان مسابقه‌ی داستانک‌نویسی وحشت مشخص شدند.

مسابقه‌ی داستانک‌نویسی وحشت توسط تارنمای فنزین و با همکاری آکادمی فانتزی برگزار شد. نویسندگان فرصت داشتند آثارشان را تا تاریخ ۱ آذر ۱۳۸۹ به تارنمای فنزین ارسال کنند. داوری مسابقه نیز تا ۶ آذر به طول انجامید که در پایان سه داستانک از میان ۱۴ داستانک ارسالی برگزیده شدند و یک داستانک نیز توسط کاربران انتخاب شد.

جایزه‌های داستانک‌های برگزیده در روز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ و در مراسم شب وحشت به برندگان اهدا می‌شود.

هیئت داوران مسابقه‌ی داستانک‌نویسی وحشت:
مهدی بنواری، فرزاد خلیلیان، علیرضا فتوحی سیاه‌پیرانی و بهزاد قدیمی.

داستانک‌های برگزیده:
۱. قنات زارچ – نویسنده: مجید دهقان
۲. سمفونی جیغ‌ها – نویسنده: هدیه غرات
۳. ساعت وحشت – نویسنده: سعید دنیوی / آن سفر شوم – نویسنده: اویل

داستانک «هیچ مهم نیست» اثر احمد زاهدی نیز جایزه تقدیر ویژه هیئت داوران را دریافت کرد.

داستانک برگزیده از دیدگاه کاربران:
هیچ مهم نیست – نویسنده: احمد زاهدی

نکته: آیین شب وحشت، روز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۹ در فرهنگسرای ملل، واقع در خیابان قیطریه، پارک قیطریه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ برگزار می‌شود.
*****


از دوران راهنمائي كه يك تنه مجله ديواري ميدادم بيرون، اين اولين رقابت ادبي جدي من بود و بعد از ربع قرن فاصله ميتوانم به خودم اميدوار باشم B-)

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

بهمن‌بیگی به ابدیت کوچ کرد

توی این روزهای بد که هر روز خبر فوت هنرمندی را می شنویم، خبر مرگ محمد بهمن بیگی پایه گذار آموزش عشایر و نویسنده کتابهای زیبای در مورد زندگی عشایر، بازهم من را غافلگیر کرد. برای منی که جزو عشایر نبودم، بهمن بیگی تنها نویسنده کتابهای «ایل من، بخارای من» و «اگر قره قاچ نبود» بود. کتابهای که حال وهوای آزاد کوهستان و زیباییهای زندگی عشایری و شادی و شوخی مردم آزاده عشایر را به کتابخانه کوچک من آورد. کتابهای که عاشقانه دوستشان داشتم و دلم می خواستم روزی دست نویسنده شان را بفشارم و از او تشکر کنم. اما مسلماً برای مردم عشایر کشورمان بهمن بیگی ارزشی فراتر از این دارد. اگر امروزه معلمهای مدارس عشایر با هزاران تنگنا و مشکل به تدریس مشغول هستند، همين اندک را هم از کار مردانی بزرگ چون بهمن بیگی داریم. مردی که از جنس خودشان بود، مشکلاتشان را می دانست و ارزشهایشان را دوست داشت و بالاتر از همه به آنها عشق می ورزید. یادش برای ابد گرامی باد.

برای مطالعه زندگینامه اين بزرگمرد عاشق می توانید به اینجا مراجعه کنید.

پ.ن:
امروزه، مسئولان شهر نشین، که همه چیز را از دید زندگی ماشینی خودشان می بینند، زندگی عشایر پر از مشکلات و فقر و سختی است و همه شايد از روی حسن نیت سعی می کنند با یکجا نشینی آنها، سعی در ارائه خدمات به ایشان بکنند. سیاستی که از دوره قاجار تا بحال در حال تحمیل آن به عشایر هستیم. اما به نظر من اين روش درستی نیست. اگر این مردمان را دوست داریم بايد با آنها همگام بشویم، بايد در دلشان باشیم تا بتوانيم بفهمیمشان و باید حتماً در تصمیم گیریها از خودشان نظر بگیریم.
یکی از مواردی که به نظرم شاید ضمن کمک مالی به عشایر باعث آشنا شدن مردم با زندگی آنها و همچنين صنعت گردشگری می شود، ايجاد تورهای چند روزه زندگی با عشایر است که خوشبختانه هر چند به صورت خیلی محدود اما در بعضی از استانها در حال اجرا است. امیدوارم اين گام کوچک اما رو به جلو باعث شناخت بیشتر این فرهنگ و جلوگیری از نابودی آن بشود.

۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

همسفر کاغذی

کتابخوانها و کتابدوست معمولاً همیشه کتابی برای همسفری دارند. اما بعضی وقتها که با عجله راه می افتی ناگهان خودت را در ایستگاه می بینی در انتظار سوار شدن و بدون هیچ کتابی! به تازگی گروهی بر آن شدن تا امکاناتی جالب برای مسافران قطارها پیشبینی کنند که در نوع خودش جالب است و حتی ممکن است کتابخوانهای غیر حرفه ای و افراد عادی را هم جذب کند.
در مورد این طرح در سایت خانه کتاب اشا اطلاعات بیشتری کسب کنید.

شاد و کتابخوان باشید
کرم کتاب

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

کتابخانه یک سیاست مدار

شنیدن اینکه آدمهای تاثیر گذار در زندگی ما فارق از مثبت یا منفی بودن آن، چه کتابهای می خوانند جالب است. چند وقت پیش در این وبلاگ خبر «اوباما کرم کتاب دارد!» را آوردم و حالا بد نیست با چشم رئیس مجلس سابق مان سری به کتابخانه رهبری بزنیم. در این آدرس می توانيد مطلب مورد بحث را بخوانيد. کم و بیش از علاقه آقای خامنه ای به دکتر علی شریعتی و جلال آل احمر با خبر بودم. همچنین از علاقه شان به شعر، اما اینکه با کارهای یکی از پژوهشگران معاصر ادبیات ایران یعنی استاد مرحوم مجتبی مینوی آشنا باشند برایم جالب بود. همچنین اینکه «دن آرام» شولوخوف و یا «جان شیفته» رومن رولان که من مدعی هنوز نخوانده ام را در کتابخانه دارند واقعاً جالب است.
خیلی دوست داشتم به لیست کتابهای کتابخانه ایشان دسترسی داشته باشم و ببین دیگر چه کتابهای بخصوص در حوزه تاریخ و رمان در کتابخانه دارند. در ضمن بدم نمی آیند ببینم چه تعداد کتابهای ممنوع الچاپ در کتابخانه دارند. تخمین خودم عددی بین 5 تا 10 درصد کتابخانه است!

در هر صورت فکر می کنم اگر بقیه مسئولان کشورمان هم کمی کتاب می خواندن بد نبود. بعضی از این نمایندگان مجلس و مدیران چنان صحبت می کنند که آدم فکر می کند ایشان حتی سواد هم ندارند! در حالی که کسی که می خواهد وارد مسائل سیاسی بشود باید مطالعات کافی در حوزه های مختلف از قبیل جامعه شناسی، اقتصاد، تاریخ و صد البته خود سیاست داشته باشد. (حالا ادبیات به کنار!) به نظرم باید حداقل چند واحدی پیش نیاز برای این آقایان و خانم ها بگذارند!

شاد و کتاب خوان باشید
کرم کتاب

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

بازگشت پادشاهان


تابناک در خبری اعلام کرد که پادشاهان از تاریخ حذف نمی شوند، فقط کم رنگ می شوند! خوب جای شکرش باقی است. اما متن خبر خیلی جالب است حتما بخوانید، بخصوص پاراگراف آخر که :
-----------
لی بیگدلی، استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به این که تاریخ ایران تاریخ جنگ است می‌گوید: بسیاری از بزرگان اندیشه ساز تاریخ ما مانند ابوعلی سینا و فردوسی در خدمت پادشاهان بوده‌اند.
او ابوریحان بیرونی را مثال می‌آورد؛ این چهره برجسته ایران زمین نقشه حمله هولاکوخان به عراق و الموت را طراحی و اجرا کرد.
-----------
حقیقت ماجرا این است که آدم از استاد تاریخ بیشتر از اینها انتظار دارد. چون ابوریحان بیرونی از دانشمندان و وزیران دربار سلطان محمود غزنوی و مسعود پسر وی بوده است و این خواجه نصیرالدین طوسی بود که وزیر هولاکو خان بود وی را برای فتح بغداد و سرنگونی خلفای عباسی تشویق کرد. اما خواجه نصیر الدین طوسی در زمان حمله هولاکوخان خود در قلعه های اسماعیلیان بوده است و بعید است طراح حمله به الموت باشد! آن که با اسماعیلیان مخالف شدید داشت خواجه نظام الملک وزیرملکشاه سلجوقی بود
در پایان امیدوارم که این اشتباه از تایپیست یا کم دانشی من باشد نه اشتباه یک استاد تاریخ! آن هم سه اشتباه در یک جمله!

شاد و کتاب خوان باشید کرم کتاب

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

سانسور تاریخ!

سایت تابناک در خبری اعلام کرد

-----------------------------------------------
حذف پادشاهان از کتب تاریخ مدارس ایران
وزارت آموزش و پرورش ایران اعلام کرد پادشاهان، از کتاب های درسی تاریخی مقطع راهنمایی و دبیرستان حذف خواهند شد.

به گزارش خبرگزاری مهر یعقوب توکلی، رییس گروه مطالعات تاریخ وزارت آموزش و پرورش ازاعمال تغییرات جدید در کتاب های تاریخ مقاطع راهنمایی و دبیرستان خبر داد و گفت در این تغییرات "تاریخ نگاری های سیاسی و نظامی و پادشاهان" از کتاب های تاریخی این دو مقطع حذف می شود و کتاب های تاریخ جدید با "رویکرد فرهنگی و تمدن پرور" جایگزین آنها می شود.

به گفته توکلی اعمال این تغییرات "به صورت تدریجی" آغاز شده اما سال ها طول می کشد تا کامل شود.

وی گفت بر همین اساس پادشاهان و جنگجویانی مثل چنگیز خان و سلطان محمد شاه حذف و به جای آنها به چهره های تمدن سازی مانند خواجه نصیر الدین طوسی، زکریای رازی و ابوعلی سینا پرداخته می شود!

-----------------------------------------------
من اصلاً با افزودن چهره های تمدن سازی ایرانی به تاریخ مخالف نیستم. من با زنده کردم حس ناسیونالیستی نه تنها مخالف نیستم، بلکه فکر می کنم در این و انفسای سیاسی فکر خوبی هم هست. اما قرار است ما از تاریخ درس بگیریم. نه اینکه فقط چیزهای خوشایندمان را بخوانیم.
خلاصه این خبر، روز اول مهری حسابی حالم را گرفت.

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

کافه پيانو برگشت خورد!

ماشالله جامعه ما همیشه در راه افراط و تفریط پیش می رود! نمونه اش هم برگشت دادن کتاب «کافه پيانو» اثر فرهاد جعفری به خاطر صحبت با بی.بی.سی!
اصل خبر را در اینجا بخوانید.

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

اسماعيل فصيح هم درگذشت


احتمالاً هیچ وقت نمی توانم اینجا از تولد یک نویسنده بنویسم. اما مرگ چیزی است که این روزها بیشتر به سراغ نویسندگان می رود. در حالی که هنوز صحبتها از مهدی آذری یزدی ادامه داشت، امروز در ایبنا خبر درگذشت اسماعیل فصیح را خواندم :-(
اسماعیل فصیح در دنیای ادبیات معاصر ایران ستاره پر فروغی بود که من کمتر سراغش رفتم. اشکال احتمالاً از من است که دوست دارم خودم نویسندگان را کشف کنم، نه اینکه دیگران به من معرفی کنند و فصیح از آن نویسنده های بود که همیشه کتابهایش به من توصیه می شد. از کتابهای نوشته خودش «ثریا در اغما» را خواندم و به خاطر آن حس بدبینی نسبت به زندگی از آن خوشم نیامد و شاید به همین دلیل سراغ بقیه داستانهایش نرفتم، هر چند بقیه بخشهای داستان بخصوص خاطرات جنگ برایم جالب بود، اما از میان ترجمه هایش «بازی ها»، «وضعیت آخر» و «رستم نامه» را خوانده ام و برای من مقبولتر بود.
زندگینامه وی را می توانید در اینجا آی کتاب مطالعه کنید.
یادش گرامی باد.


مسابقه آذری یزدی


طبق معمول ما ایرانی ها مرده یمان بیشتر از زنده یمان ارزش دارد. قشر نویسنده و شاعر هم که صد البته جای خود دارد. معمولاً پس از فوتشان کلی تیراژشان بالا می رود.
در این میان خبرگزاری کتاب ایران یک مسابقه کتابخوانی آثار آذری یزدی برگزار می کند. مطالب دیگری هم در مورد آذری یزدی می توانید در خبر گزاری کتاب بخوانید. مثل «يك پايان بد براي «قصه‌هاي خوب» و یا ««آذر یزدی»، 23 کتاب و یک دنیا مهربانی»
اخباری از این دست کم نیست. اما بیش از همه از نظری که مهسا برایم در قسمت نظرات گذاشته بود خوشحال شدم. از اینکه کسی بوده که در ماه های آخر به او سر بزند و از اینکه آذری یزدی هر چند دلی پر از زندگی داشته، اما خوشحال و راضی بوده است. ازت متشکرم مهسا خانم. واقعاً مثل اینکه باری را از روی دوشم برداشتی. من در سایت خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا هم جستجو کردم که اخبار زیادی در مورد فوت آذری یزدی نوشته بودند و تجلیل از او بعنوان یک خادم القران نوشته بود. این خبرگزاری قبلاً هم یک مجله در مورد این نویسنده منتشر کرده است که متاسفانه من به آن دسترسی نداشتم. اما از کارشان تشکر می کنم و برایشان آرزوی موفقیت بیشتر می کنم.

شاد و کتابخوان باشید

۱۳۸۸ تیر ۲۰, شنبه

همینگوی هم جاسوس شوروی بود!

نمی دانم چرا از شنیدن خبر جاسوس بودن همینگوی تعجب نکردم! اصل خبر را می توانيد در سایت خبرگزاری کتاب مطالعه کنید.

پایان غم انگیز قصه های خوب


مهدی آذریزدی به خانه آخر رسید. آذر یزدی نویسنده مجموعه کتابهای «قصه های خوب، برای بچه های خوب» هم از میان ما رفت و غم یک آرزو را بر جان من گذاشت. آرزو داشتم روزی به ملاقاتش بروم و بخاطر تمام خوبی ها و خاطرات خوش که درکودکی برایم آفرید، بخاطر زحماتی که برای چاپ و نشر کتاب کشید و بخاطر عشق و علاقه خالصانه اش به کتابها، و به خاطر زنده کردن یاد ادبیات کهنمان در دل کودکان از او تشکر کنم. اما این فرصت هم از دستم رفت.
وقتی از طریق مقاله در روزنامه ایران با زندگی فقیرانه اش آشنا شدم، بسیار غصه خوردم و ارزش کارهایش برایم بسیار بیشتر شد. ایکاش ناشرانی که سالها سال با تجدید چاپ این کتابها برای خودشان اعتبار و درآمدی کسب می کردند بیشتر به فکر این نویسنده مکتب نرفته بودند. ایکاش فرهنگیان و داعیان فرهنگ و ادب برایش بیشتر هزینه می کردند، حداقل امکاناتی در اختیارش می گذاشتند که تنها به کار تکمیل قصه ها و جمع آوری و تلخیص آنها مشغول باشد نه اینکه برای گذران زندگی نیز مجبور به کار دیگر نباشد. ایکاش روشنفکران جامعه ما به جای اینکه بر سر «ایسم ها» گلوی هم را بفشارند، قدری به فکر کمک به این خدمتگزار بی ریا و فداکار ادبیات فارسی بودند.
با شخصیت آذریزدی احساس نزدیکی عجیبی می کنم، شاید برای اینکه هر دو دیوانه وار عاشق کتاب بودیم! و وقتی خبر مرگش را شنیدم غم عجیبی بر دلم نشست. مثل اینکه یک دوست و استاد قدیمی را از دست داده باشم. در زمان کودکی ما، تنها چهار کتاب از مجموعه کتابهایش چاپ شده بود که آنها را هم در هر سفر به خانه پدربزرگ، از کتابخانه دائی ام قرض می گرفتم و به تکرار می خواندم. داستانهای شیرینی به زبانی ساده که امروزه برایم تنها خاطراتی خوش هستند.
آذریزدی ازدواج نکرد و میراثخواری از خود بجای نگذاشت، اما ارثی گرانبها برای کودکان دیروز، امروز و فردای ایران بر جای گذاشت. یادش همواره گرامی باد.

برای خواندن زندگی نامه مهدی آذریزدی می توانید به وبلاگ چهره ها مراجعه کنید. در ویکیپدیا هم توضیحات مختصری درباره وی پیدا می کنید. الظاهر تلاش ناتمامی هم در سایت آذریزدی توسط حوزه هنری استان یزد آغاز شده که به یک صفحه خاتمه یافته است.
اصل خبر فوت مهدی آذریزدی را هم می توانید در سایت خبرگزاری کتاب ایران بخوانید. اما مسئولان کشورمان تازه به یادآوردند که چه کسی را از دست داده اند و دوباره یک قهرمان مرده پیدا کردند تا بر سر گورش زاری کنند.
در میان بزرگان، حداقل خوشحال شد که آیت الله خامنه ای که می دانم چند کتابی بیش از خیلی از مسئولان فعلی نظام خوانده است، حتی قبل از فوت ایشان از ایشان تقدیر کرده بود. و جالب است بدانید که در سایت ایشان صفحه ای هم مربوط به آذر یزدی وجود دارد. سید محمد خاتمی رئیس جمهوری فرهنگی سابق کشورمان که در زمان خودش کمکهای هر چند ناچیز به وی کرده بود پیام تسلیتی نوشت. رئیس جمهوری فعلی هم در پیامی گفت:«آثار آذریزدی در حافظه تاریخی ایرانیان ماندگار است». حداد عادل رئیس سابق مجلس و رئیس حاضر کمیسیون فرهنگی مجلس و رئیس فرهنگستان ادب فارسی در مراسم تشیع جنازه وی تازه به یادآورد که او چه خدماتی به زبان فارسی کرده است و در پیامی گفته است: وی را استاد مکتب نرفته ای دانست که شوق سرودن را در خود برانگیخت. وزیر فرهنگمان که احتمالاً کمتر از بقیه با ایشان آشنا بوده است در مراسم تشیع جنازه وی بعد از کلی آسمان و ریسمان باقتند، گفتند که آذریزدی هم خوب قصه می گفت و هم قصه های خوبی می گفت! و کلی هم از زندگی با فقر تعریف کردند.
همچنین می توانید پیام انجمن نویسندگان کودک و نوجوان را در اینجا و پیام مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را در اینجا مطالعه کنید. اما شاید بهترین تعریف را از زبان رقیبش مصطفی رحماندوست باید شنید که گفت:«آذريزدي هيچ تلاشي نكرد كه نويسنده برتر شود؛ اما نويسنده برتر شد.»

۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

معرفی وبلاگ کتاب کودک و موزه تن تن

1) وبلاگ کتاب کودک
کرم کتابها انواع مختلفی دارند که بیشتر آنها برای تغذیه روح و روان خود کتاب می خوانند. اما معمولاً تمام این کرم کتابها دوست دارند نسل آينده کرم کتاب را هم پرورش بدهند. مهمترین مسئله پرورش نسل آينده تغذيه آنها با غذای مناسب است. وبلاگ «کتاب کودک» وبلاگی است که با هدف معرفی و بحث و تبادل نظر در مورد کتابهای کودکان توسط نویسنده اش «زهرا سادات نوری» تهيه می شود. اين وبلاگ مثل مزمزه کردن غذا برای کودکان است و به والدین اجازه می دهد قبل از خرید کتاب برای کودکانشان، از محتوای آن آگاهی داشته باشند و در اين وبلاگ در مورد آنها بحث کنند. برای نویسنده این وبلاگ آرزوی موفقیت می کنم.
2) موزه تن تن
نسل من تقریباً تنها یک قهرمان کميک داشت و آن «تن تن» بود. هر چند دوستان وفادار اين خبرنگار جوان نیز هميشه همراه او بودند. داستانهای تن تن از اين نظر قشنگ بود که به راحتی می شد خود را جای او گذاشت. او يک ابر قهرمان عجیب و غریب آمریکایی نبود. یک خبرنگار جوان و کنجکاو بود که ما را به سراسر دنیا برد، از آفریقا و آمريکا و چين گرفته تا مناطق نفت خیز خاورمیانه ، جنگلهای دوردست آمازون ، کوه های بلند هيماليا و حتی کره ماه، ما هم قدم به قدم ماجراهای دلنشینش را دنبال کردیم. همراه با تن تن مقابل کانگسترهای آمريکایی، قاچاقچیان آثار عتیقه، کودتاچیان آمريکای مرکزی، جاسوسان دشمن و طوايف عربی ایستاديم و رمز پيروزی را که کنجکاوی در امور بود یاد گرفتیم. کاپيتان هادوک وفادار به ما فهماند که نوشیدن الکل چه تاثیر می تواند روی ما بگذارد، در ضمن به ما ياد داد که چطور فحش بدهیم! پروفسور تورنسل خنده دار به ما مفاهیم علمی و محبت عام را آموزش داد و نشان می دهد که آدمها آنطور نیستند که به نظر می رسند و دوپونت و دوپونط به ما نشان دادن که مقامات رسمی بعضی مواقع تا چه حد می توانند اشتباه کنند!
نويسنده این سری ماجراها که با اسم مستعار «هرژه» می شناسیمش «ژرژ رمی» می باشد. به تازگی موزه تن تن در بلژيک افتتاح شده است. همچنین می توانيد تعداد زیادی از کتابهای وی را از در قسمت جستجوی سایت کتابخانه مجازی ایران و با جستجوی نام «ژرژ رمی» بدست بیاورید. در سايت ویکی پديا هم می توانيد منابع مربوط به «هرژه» را مشاهده کنيد. و ديداری با قهرمانان داستانهایش تازه کنید.

شاد و کتابخوان باشید

۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

پائولو کوئليو و حوادث ایران


آدم وقتی می بیند در آن سر دنیا هم یک فرد غیر سياست مدار هست که به حوادث ایران واکنش نشان می دهد، ته دلش کمی احساس رضایت می کند. يعنی اينکه حداقل مردم دنيا (نه سياستمدارها) حرف دل مردم ما (نه سياستمدارها) را می شنوند. حالا اگر اين فرد نه يک فرد عادی بلکه نویسنده ای باشد که ميليونها خواننده دارد، آن وقت می توان تصور کرد که اثر ماندگارتری از حوادث ایران در ذهن خوانندگان وی خواهد ماند. پائولو کوئليو نويسنده کتابهای عالی مثل «کيمياگر» اين چند روزه در وبلاگش به ایران پرداخت است و کم و زیاد احساس نگرانی خودش را برای دوستان ایرانیش نشان داده است.
داستان مرگ ناراحت کننده «ندا» را همه ما ديده يا شنيده ایم اما اينکه فردی که در آخرین لحظه بالای سر ندا بوده است چه کسی است، می توانيد جوابش را وبلاگ پائولو ببینيد. البته بماند که با اين کارش احتمالاً چه دردسرهای برای آن بنده خدا بوجود می آورد، چون تعداد آرش های که با ایشان صمیمی هستند، به شدت محدود است!
در هر صورت برای دکتر آرش هم آرزوی سلامت و موفقیت می کنم.

شاد و کتابخوان باشید
کرم کتاب

پ.ن: ای کاش دوستان ما هم کمی نگران ما می شدند :-(



۱۳۸۸ خرداد ۳۰, شنبه

سلام به همه کتاب خوان های دنیا

بالاخره با کمک گوگل جهانی شدم. با راه اندازی سرویس ترجمه فارسی گوگل حالا می توانم با بقیه کتاب خوانهای دنیا نیز ارتباط برقرار کنم. همین حالا لینکی را به صفحه وبلاگم اضافه کردم که به شما اجازه می دهد محتویات این وبلاگ را به 12 زبان زنده دنیا بخوانید. امیدوارم این شروعی باشد برای ارتباط برقرار کردن با تمام مردم کتاب دوست دنیا. سلام به همه شما.

شاد و کتاب خوان باشید
کرم کتاب

پ.ن: در بهترین حالت هم ترجمه ماشینی به آثار ادبی دنیا گند می زند، چه برسد به این نوشته های درهم و برهم من. اما خوشحال می شوم دوستانی که با دیگر زبانها آشنا هستند میزان صحت ترجمه ها را تایید کنند.

گوگل کتاب

گوگل رابط کاربری جدیدی را برای گوگل کتاب طراحی کرده است که بر طبق گفته سایت رسمی گوگل بسیاری از امکاناتی که کمبود آن‌ها احساس می‌شد را به رابط قبلی اضافه کرده است. از تغییرات اعمال شده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • انتقال نوار کنترل کناری از سمت راست به سمت چپ
  • سهولت دسترسی به فهرست مطالب کتاب
  • جستجوی پیشرفته‌تر روی کتاب‌ها و امکان محدود کردن نتایج جستجو
  • سهولت در قرار دادن کتاب‌ها در وب سایت و یا وبلاگ شما
  • اضافه شدن کنترلی جدید برای حرکت در میان صفحات
new-google-books-interface-1024x5761

تغییرات مهم با رنگ قرمز مشخص شده‌اند

new-control1

کنترل جدید اضافه شده با حرکت موس به پایین صفحه ظاهر می‌شود و امکان رفتن به صفحات بعدی را فراهم می‌کند

گوگل توجه زیادی به سرویس کتاب‌های خود موسوم به گوگل کتاب داشته است، گوگل در این راه اعتماد بسیاری از انتشارات‌های مهم را به دست آورده است، مجلات بسیاری را در این سرویس قرار داده است، قراردادهای گوگل با کتابخانه‌های دانشگاه‌های بزرگ و معتبر اروپایی و امریکایی موفقیت‌های بزرگی بوده‌اند که گوگل در راستای این سرویس بدست آورده است، و همه می‌دانیم که هیچ شرکتی کاری را بیهوده انجام نمی‌دهد. مدتی است که خبر‌هایی از تولید رابط‌های کاربری سازگار با آیفون برای این سرویس به گوش می‌رسد، همچنین گوگل در تلاش است تا کتاب‌ها را به صورت آنلاین به فروش برساند، البته همه می‌دانیم که فروش آنلاین کتاب از مدت‌ها پیش رواج داشته است، هدفی که گوگل دنبال می‌کند فروش کتاب‌ها به گونه‌ای است که کتاب‌ها به صورت کامل و با حساب کاربری شما در گوگل کتاب در اختیار شما باشند. با ترکیب این دو خبر، یعنی ساختن رابط کاربری برای آیفون و فروش کتاب‌ها به کاربران می‌توان پیش‌بینی کرد که این ابتدای راهی است که گوگل برای مبارزه با کتابخوان‌های الکترونیک مانند کیندل برداشته است.

منبع مجله اینترنتی پریانا


پ.ن: یکی از امکانات جالب این بخش آن است که شما تنها با وارد کردن ISBN کتابهای خود می توانید آنها را به فهرست کتابخانه مجازی خود اضافه کنید و دیگر لازم نیست مشخصا ت آن را بنویسید. به نظرم این بخش از گوگل نیز به زودی فراگیر می شود و رقبا را کنار می زند.

۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

روزی که چارلز دیکنز درگذشت

«چارلز ديكنز» نويسنده و روزنامه نگار انگليسي نهم ژوئن سال 1870 در 58 سالگي درگذشت و 15 داستان طولاني و دهها داستان كوتاه از خود به يادگار گذارد.

ديكنز كه دوران كودكي را در فقر گذرانده بود در داستانهايش كوشيده است جهاني بسازد كه در آن از فقر و حرمان اثري نباشد. اصحاب فكر وي را متفكري توصيف كرده اند كه از طريق داستانهاي تخيلي كوشيده است عقايد فلسفي خود را مطرح و توجيه كند. تعريف خاص ديکنز از واژه «شارلاتان» خواندني است كه از نيمه قرن بيستم به اين طرف مصداق و مشابه بيشتري يافته است. به گفته ديكنز، شارلاتان كسي است كه با مغالطه، هياهو، جنجال و گاهي پرخاشگري بكوشد كه حقايق به طور لحظه اي و سطحي پنهان بمانند. وي توصيه كرده است كه در قبال چنين شخصي بايد احتياط را از دست نداد.

منبع «تاريخ روزانه ایرانیان»

پ.ن: اولین اسمی که بعد از تعریف کلمه شارلاتان به ذهنتان رسید کی بود؟

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

خبرگزاری کتاب ایران و لینکهای دیگر

با درود به همه کتاب دوستان،
احتمالاً خیلی از دوستان با خبرگزاری کتاب ایران آشنا هستند. این سایت به طور اختصاصی در زمینه اخبار کتاب و ناشران فعال است و بعضاً احوالات کتابخوانها را نیز در خود دارد. برای نمونه توجه شما را به دو نمونه
* قورباغه را قورت بده!
* اسكندر مقدوني به روايت متن‌هاي پهلوي
جلب می کنم. اگر از استفاده کننده های RSS هستید، لینک اشتراک انواع خبرهای آن را بر اساس 30 گروه بندی های متفاوت می توانید در اینجا پیدا کنید.
در کنار آن بد نیست نظری به آخرین مطلب وبلاگ دمادم بعنوان « کتابهایی که روی دست خواننده می مانند» بیندازید.

شاد و کتابخوان باشید.
کرم کتاب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

زادروز عمر خيام نيشابوري - نگاهي به افکار و کارهاي او

مورخان تاريخ عمومي (جهان) با تطبيق تقويمها، هجدم ماه مه سال 1048 ميلادي (28 ارديبهشت) را روز تولد حكيم عمر خيام (غياث الدين ابوالفتح عمر ابن ابراهيم نيشابوري) رياضي دان، فيلسوف و اديب بزرگ ايراني نوشته اند كه از دير زمان در وطن ما روز بزرگداشت اين انديشمند ناميده شده و آيين هايي برگزار مي شود. تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، ششم مارس 1079 ميلادي (928 سال پيش) توسط حكيم عمر خيام تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه تنظيم شده بود. اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال. عمر خيام كه به نوشته كتب تاريخ عمومي، چهارم دسامبر سال 1131 وفات يافت نه تنها يك رياضي دان و فضا شناس بزرگ بوده است بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او در سال 1839 توسط «ادوارد فيتزجرالد» به انگليسي ترجمه شده و انگليسي زبانان از همين طريق با مضامين رباعيات خيام آشنا شده اند. اين رباعيات هنوز هر سال به زبان انگليسي با حاشيه نويسي فيتز جرالد تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر خيام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند. وي در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. خيام بر خلاف همدوره اش خواجه نظام الملك، به كار ديواني (دولتي) علاقه زياد نداشت، باوجود اين دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفته بود. برخي از روزشمارنگاران فرنگي ولادت وي را 18 مه سال 1044 ميلادي و وفات او را در سال 1124 ذكر كرده اند كه ظاهرا ماخذ آنان تقويم هاي ميلادي قديم بوده است. پاره اي از مورخان خيام را در عين حال يك ناسيوناليست ايراني خوانده اند كه برخي ويژگي هاي ايرانيان از جمله مهربان بودن و مهرباني كردن رابه بهترين صورت توصيف كرده است از جمله درباره جشن مهرگان گفته است: «اين ماه را از آن (جهت) «مهرماه» گويند كه مهرباني بود مردمان را بر يكديگر، از هر چه رسيده باشد (داشته باشند)؛ از غله و ميوه نصيب باشد بدهند و بخورند با هم». نام خيام همه جا با نيشابور همراه است. آرامگاه خيام در اين شهر قرار دارد و به همين سبب نيشابور در جهان به شهر «عمر خيام » معروف است. عمر خيام علاقه اي عجيب به زادگاهش، نيشابور، داشت كه يادگار دوران ساسانيان (شاپور يكم) است و يک بار هم براي مدتي كوتاه پايتخت ايران شده بود. اين شهر در رديف بلخ، بخارا، هرات و مرو يکي از پنج شهر بزرگ خراسان بشمار مي رفت و طاهر ذواليمينين در همين شهر حكومت ايران را مستقل از جهان عرب اعلام داشت. 22 نوامبر سال 1267ميلادي (666 هجري قمري) يك زمين لرزه شديد اين شهر تاريخي خراسان را ويران كرد و هزاران تن را مقتول و مجروح ساخت. نيشابور سه سال بعد به هزينه دولت وقت تجديد بنا شد.
آرامگاه خيام در نيشابور

منبع سایت تاریخ روزانه ایرانیان

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

به یاد سهراب



نمی دانم از بین این همه شاعر ایرانی چرا طول موج من به طور عجیبی با سهراب یکی شد. منی که هیچ وقت علاقه ای به خواندن شعرهای نو نداشتم به طور اتفاقی هشت کتاب به دستم رسید و با خواندن اولین شعر عاشق شدم. امروز روز یادبود سهراب است. بنابراین برای ادای احترام به این شاعر عزیز شعری که بیش از همه دوست دارم یعنی «آب» را در اینجا می آورم.

«آب را گل نكنيم:
در فرودست انگار، كفتري مي‌خورد آب.
يا كه در بيشه دور، سيره‌يي پر مي‌شويد.
يا در آبادي، كوزه‌يي پر مي‌گردد.

آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، مي‌رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي.
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب.

زن زيبايي آمد لب رود،
آب را گل نكنيم:
روي زيبا دو برابر شده است.

چه گوارا اين آب!
چه زلال اين رود!
مردم بالادست، چه صفايي دارند!
چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!
من نديدم دهشان،
بي‌گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.
ماهتاب آن‌جا، مي‌كند روشن پهناي كلام.
بي‌گمان در ده بالادست، چينه‌ها كوتاه است.
مردمش مي‌دانند، كه شقاق چه گلي است.
بي‌گمان آن‌جا آبي، آبي است.
غنچه‌يي مي‌شكفد، اهل ده باخبرند.
چه دهي بايد باشد!
كوچه باغش پر موسيقي باد!
مردمان سر رود، آب را مي‌فهمند.
گل نكردندش، ما نيز
آب را گل نكنيم. »

همچنین نظر شما را به چند آدرس در مورد وی جلب می کنم:

سایت سهراب سپهری
سهراب سپهری در ویکیپدیا فارسی
سهراب سپهری در ویکیپدیا انگلیسی

و چندتا از شعرهایش :
آب
نشانی
پشت دریاها
در گلستانه
واحه یی در لحظه
و در نهایت بخشی از کتاب صوتی «صدای پای آب» با صدای خسرو شکیبائیی را هم می توانيد در سایت کتابخانه صوتی طنین ایرانی و از این آدرس دریافت کنید.

یادش گرامی باشد

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

زادروز «ادگار آلن پو»


«ادگار آلن پو» نويسنده اي كه به نگارش «داستان كوتاه» نظم نوين داد و سبكي را كه الگوي اين كار شده است بكار بست 19 ژانويه (در روزي چون امروز) در سال 1809 در شهر بوستون آمريكا ديده به جهان گشود. وي در عين حال يك شاعر بود.
تاريخ ادبيات عمومي (جهان) از آلن پو به عنوان فردي كه در تكامل داستان كوتاه نويسي سهم به سزا دارد ياد كرده است. اهميت و نفوذ آلن پو در دهه هاي اخير كه مردم وقت و حوصله خواندن داستان مطول ندارند بيشتر شده است. او در كنار حرفه روزنامه نگاري 120 دادستان كوتاه نوشت و يك ديوان، شعر سرود كه اشعارش عمدتا طنز گونه است. آلن پو سالها سردبير روزنامه رجيستر چاپ شهر بالتيمور آمريكا بود. حرفه روزنامه نگاري باعث شده بود كه داستانهاي كوتاه او روح واقعي داشته باشند زيرا انعكاس واقعيت هاي روز هستند و استحكام نوشته در واقعي تلقي شدن آنها جاي ترديد باقي نمي گذارد. وي در چهل سالگي هنگام عبور از خيابان در شهر بالتيمور بر زمين افتاد و درگذشت. در آن زمان تشخيص علت مرگ او امكان نداشت ولي اخيرا با انجام آزمايش روي باقيمانده جسد او نشان داده است كه بيماري سل و خونريزي ناگهاني ريه باعث مرگ او شده بود.
آلن پو هنگامي كه سه ساله بود پدر و مادر خود را از دست داد و يك ثروتمند ساكن ريچموند ويرجينيا وي را به عنوان پسر خوانده بزرگ كرد. پدر خوانده براي ادامه تحصيل، نخست او را به انگلستان و سپس به دانشگاه ويرجينيا فرستاد.
آلن پو در جريان تحصيل به قمار معتاد شده بود و چون از پرداخت پولي كه باخته بود استنكاف كرده بود جريان را به پدرخوانده اش اطلاع داده بودند و او كمكهايش را به وي قطع كرد و پو مجبور به ترك تحصيل شد. اين وضعيت باعث شد كه دختر مورد علاقه خود را كه باهم نامزد شده بودند از دست بدهد و مجبور شود براي ادامه زندگي به خانه عمه اش به بالتيمور برود؛ ولي غم از دست دادن نامزد، اورا تا سال آخر عمر رها نساخت. آلن پو بعدا ازدواج كرد اما نامزد اول را فراموش نكرد و سرانجام در آخرين سال عمر خود پس از فوت همسر اولش موفق به ازدواج با او شد.
داستانهاي الن پو كه در سال 1849 فوت شد هنوز تجديد چاپ مي شوند. يكي از نوشته هاي او «تيمور لنگ (امير تيمور) Tamorlane» عنوان دارد كه خواسته است درآن استقامت و پايداري را نشان دهد و عنوان داستان ديگر او «العارف»! است و ....
منبع

ادگار آلن پو از آن نویسنده های پر کاری است که سبکهای مختلف داستانی را تجربه کرده است. از داستانهای ماورائی تا داستانهای عاشقانه. اما بیشتر افراد وی را پیشگام سبک معمائی و پلیسی می دانند.